تبليغاتX
منظر


بیا مهمونی نگاهم به آسمان است  انگار فرشته ها با ستاره ها  بازی می کنند .  صدای قرآن خواندن پدر را می شنوم . یک فرشته از آسمان پایین می آید و آرام در گوشم می گوید : بیا بیا مهمونی ،خدا دعوتت کرده ! بلند می شوم که رو ی بال فرشته سوار شوم به اسمان بروم . اما فرشته می گوید : نه مهمونی همین جاست روی زمین کنار سفره های سحری و افطاری .  
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 14:47 توسط نوجوانان مرکز چهار مشهد | |

جاتون خالی سه شنبه 12 مرداد با بچه های کانون رفتیم اردو .توی اردو اتفاقات قشنگی افتاد بازی کردیم دوستای جدید پیدا کردیم و مسابقه کتابخوانی اجرا کردیم و ناهار خوردیم همه جا خیلی سرسبز و قشنگ بودآخر وقت هم یه برنامه به نام طبیعت دوست داریم برگزار کردیم و به این نتیجه رسیدیم که طبیعت تمام زیبایی هاشو به ما  هدیه می ده و ما نباید زشتی ها و اشغالا رو بهش هدیه بدیم و هر کتابخونه با یک کیسه تمام اشغالا رو جمع می کرد البته ناگفته نمونه که بین کتابخونه های یک و دو و پنج و کتابخونه یما یعنی کتابخونه مرکز چهار برنده شد و تونست دوستی شو به طبیعت نشون بده .

یاسمین و سارا حسن زاده

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 10:55 توسط نوجوانان مرکز چهار مشهد | |


اینها بچه های خوب مرکز 4 مشهد هستن که این دو ماه پای ثابت وبلاگ بودن خودشون مطلب می نویسند و می خونن سارا و یاسمن حسن زاده و بهاره چرخیان و دایان تقی خواه که مطالب رو پیدا می کنند البته بچه هایی دیگری هم هستند که امروز اینجا نبودند و ما بعد از اونها براتون عکس می ذاریم .

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 9:50 توسط نوجوانان مرکز چهار مشهد | |


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


                        هم سفر دانه ی برف      

 

نویسنده در داستان همسفر دانه برف علمی، سرنوشت یک دانه‌ی برف را به تصویر می‌کشد که همواره پیش خود تصور می‌کند که چه کسی او را به وجود آورده است. در پاسخ به این سوال، او روزی را به خاطر می‌آورد که به دخترکی کمک کرده تا بتواند زودتر به مدرسه‌اش برسد. روز دیگر جزئی از دماغ آدم‌برفی شده و مردم را خندانده بود. او از یک گل مراقبت کرده، سرعت شنا کردن ماهی‌ها را افزایش داده، چرخ آسیاب آبی را چرخانده و آتش را خاموش کرده بود. اکنون او با خود فکر می‌کند که این نظم در چرخه‌ی زندگی او، چه‌قدر اندیشمندانه و زیبا طراحی شده است و متوجه می‌شود که پدید آورنده‌ی این نظم، کسی جز خدای مهربان نیست. در ضمن این کتاب در پایان کتاب فارسی پنجم دبستان توصیه شده است.

                                               

 

دانه برف در یک روز سرد زمستانی آن بالا بالاهای آسمان کیلومتر ها دور تر از زمین به دنیا آمد.

دانه برف از صد ها و صد ها ذره بلور شفاف و ظریف تشکیل شده بود. پیکری یکپارجه ار یخ و نور

وبه شکل ستاره و پیکان و مربع و مثلث .

روزی دانه برف در حالی که رقصان به پایین می آمد دخترکی زیبا را مشاهده کرد که با  دیدن آن دخترک

احساس عجیبی بهش دست داد .

دانه برف به زمین افتاد .از عمق زمین فریاد زد : ( ای خداوند مهربان که مرا خلق کردی آیا مرا از یاد برده ای؟ من خیلی تنها هستم و می ترسم !

.................................................

خلاصه دانه برف قصه ی ما اکنون به راز جهان هستی پی برده بود .

 

در طول این داستان اتفاق های زیادی برای این دانه برف کوچک و دوست داشتنی می افتد!

که همین اتفاق ها باعث شده تا داستان زیبا شود وخواندنی !

من خودم شخصا ار خواندن این کتاب لذت بردم و به شما دوستان عزیز نو جوان هم توصیه می کنم این کتاب را بخوانید .

 

 

نویسنده ی این کتاب زیبا پائول گالیکو می باشد .

گروه سنی :  د

 

نوشته شده در شنبه دوم مرداد 1389ساعت 14:47 توسط نوجوانان مرکز چهار مشهد | |